درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

درانتظار اتفاقات خوب

به رسم محبت به نام خدا..

درانتظار اتفاقات خوب

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
اتفاق در لغت به معنای حادثه وپیشامد است
و اتفاق خوب همان پیشامدی است که حالمان راخوب می کند

آدمی که منتظر است
هیچ نشانه خاصی ندارد!
فقط
باهرصدایی برمیگردد


"یک نفر
کاش همین لحظه
همین جا فی الفور
برسداز ره و
حال دل من خوب شود.."

امضا:منتظراتفاقات خوب!


در منوی بلاگ ببینید "یک صفحه نور"‌

آخرین مطالب

۵ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۹ ثبت شده است

به نام خدا

سر سفره افطار، مامان استکان‌های آب‌جوش رو داد که بذارم جلوی بشقاب‌ها. نگاهم به استکان آب‌جوشی بود که گذاشته بودم توی بشقاب خواهرم. رنگش شفاف نبود. مثل اینکه موقع ریختن چای‌ها یه قطره چای ریخته بود توی استکان آب‌جوش. نه اونقدر زیاد که واقعا رنگش بشه رنگ چای حتی کم‌رنگ. اما خب زلالی و شفافی آب خالص رو نداشت. معلوم بود یه چیزی افتاده توش. شاید حتی تو نگاه سرسری نمی‌شد فهمید که آب خالص نیست. ولی دقت که می‌کردی رنگش فرق داشت. فکر کردم اگه این استکان آب رو بریزیم توی یه ظرف بزرگ‌ترِ آب، رنگش شفاف میشه و این ناخالصی رفع میشه. هر چقدر چای ریخته شده زیاد باشه و آب از آب بودن فاصله بگیره به این راحتی‌ها و با یه ظرف بزرگ‌تر آب تبدیل نمیشه به آب خالص. ولی اگه یه استکان چای پررنگ رو هم بریزی تو دریا یا اقیانوس، چای بودنش از بین میره، میشه آب!

+یا اله‌العاصین
+سیّدی ان کنتَ لاترحم الّا المجدین فی طاعتک فالیّ من یفزعُ المقصّرون

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۷ ارديبهشت ۹۹ ، ۲۳:۲۶ ۳ نظر

به نام خدا

 

اما هر منطقی، هر قدر هم قدرت توجیه داشته باشد، قدرت از میان بردن اندوهِ بازمانده از یک فاجعه را ندارد.
نصیحتم کن، دلالتم کن، ارشادم کن، و بگو که مرگ، حق است. و مرگ مادر، بخش کوچکی از حق؛ اما هرگز مخواه که بر مزار تازه آب‌خورده مادرم، زار نزنم و مویه نکنم. همدردی کن، دلداری بده، نوازش کن اما هرگز مگو که گریستن، دردی را درمان نخواهد کرد‌.
گریستن، به خاطر شفای انسان نیست، به خاطر وفای انسان است.
این صحرا، این صحرای وسیع و غم‌زده تب‌آلوده، چه آن زمان که به خود می‌پیچید و چه آن زمان که دیگران، همچون گردباد مرگ، به دورش می‌پیچیدند و می‌پیچند، همچون خیمه پهناوری برای مراسم یک عزای تاریخی است.
چگونه می‌توان در درون این خیمه حضور یافت و شیون نکرد؟ چگونه می‌توان صدای تاریخی و خوف‌انگیز هزاران ترکمن سوگوار را شنید و خونسردانه از کنار این صدا رد شد؟

#آتش_بدون_دود
#نادر_ابراهیمی

 

 

*گالری گوشیم رو بتکونند هی عکس از متن کتاب‌های نادر ابراهیمی می‌ریزه بیرون! این متن یادم نیست از کدوم جلد آتش بدون دود هست. 

البته این خوبه که فقط جلدش یادم نیست. گاهی یه عکس از متن یه کتاب می‌بینم و نمی‌دونم از کدوم کتاب انداختم!

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۲۲ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۹:۴۵ ۲ نظر

به نام خدا

خواستم حاجتم رو بهش بگم خجالت کشیدم. البته خودش که می‌دونه. یعنی همیشه همین طوری میشه. تا میام برسم به اون حالی که حرفم رو بهش بزنم و ازش چیزی بخوام خجالت می‌کشم! به خودم میگم: "بعد چند صباحی پیدات شده که بشینی جلوش و خواسته‌هات رو ردیف کنی و بگی اینا رو می‌خوای؟ درسته که خودش می‌دونه چی میخوای! ولی یادت رفته این کارت شبیه معامله است؟ اصلا تو چه جوری روت میشه چیزی بخوای؟" تا میام خودم رو قانع کنم که خب پس از کی بخوام؟ میگم: "تا اینجا اومدی، حال دلت رو خوب کردی که بگی اینو می‌خوام؟ همین! نشستی جلوی خدای به این بزرگی و چنین چیز حقیری رو میخوای؟"
پس‌چیکار کنم؟ از کی بخوام؟ بگم اینکه کوچیکه خودش حل میشه! چیزهای بزرگ بخوام ازش! پس یه سوال. اون چیزهای کوچیک چه طوری خود به خود حل میشه؟ اصلا مگه نخواد میشه؟ مگه نگفته نمک سفره رو هم از خودش بخوام؟ 
پس هر چی رو که هست و خودش هم می‌دونه، بازم بهش میگم. 
من تنهایی نمی‌تونم. بلد نیستم. خراب می‌کنم. من از تو می‌خوام. تو هم بخواه که بشه. می‌دونم که حواست هست.

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۱۷ ارديبهشت ۹۹ ، ۰۲:۳۹ ۴ نظر

به نام خدا

شب‌ها با پدرجان می‌شینیم پای تلویزیون که نه برای شنیدن اخبار و نه برای خوندن زیرنویس‌های شبکه خبر و نه برای شنیدن حرف‌های سخنگو و کارشناس؛ می‌شینیم پای تلویزیون تا این نیم‌وجبی رو ببینیم!
من این بچه رو داشته باشم، پیر نمیشمD:
دیشب که هادی حجازی‌فر گرفت بغلش و چلوندش عمیقا دلم خواست که من جای حجازی‌فر باشم:/

 

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۹ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۳:۱۱ ۸ نظر

به نام خدا

نوشتم: چشم انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش

           با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر

میگه: طوری شده؟

میگم: نه! چطور؟

- آخه خیلی منفیه.

- برداشت من فرق می‌کنه!

- با مرگ زندگی کن؟ چطوری آخه؟

- نمیدونم چطوری توضیح بدم! ولی مصراع اولش که خوبه، برداشت من چیزی توی اون مایه‌هاست.

- مثل هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست؟! :/
 نه به این هم که ربطی نداره! یعنی حاضر باش برای هر بلای ناگهانی؟!

- چرا بلا؟!

- حادثه ذاتا منفی هست! ناگهان هم که اومده.

- چشم انتظار حادثه‌ای ناگهان نباش! یعنی منتظر نباش یک اتفاقی از بیرون بیفته که تو به خودت بیای و بخوای زندگی کنی. خودت باید زندگیت رو بسازی. یا یه حرفی شبیه این.
شاید هم اصلا شاعر منظورش یک چیز دیگه‌ای باشه!

- :-))) باشه پس جای نگرانی نیست. برداشت بقیه هم مهم نیست!


+به وقت اردیبهشت ۹۹

منتظر اتفاقات خوب (حورا)
۰۲ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۲:۰۴ ۷ نظر